اولین مسافرت شاه پسرم
سلام به روی ماه و زیبات که مامانی رو دیوونه کرده بلاخره بعد از این همه مدت اومدم تا خاطرات این مدت رو برات بنویسم . جونم برات بگه که روز 29 اسفند پارسال بود که من و شما و بابایی با خانواده خاله سارا و مامان جون و آقاجون به قصد سفر یا علی گفتیم و حرکت کردیم . شب اول راور کرمان بودیم و برای سال تحویل توی یه پارک تو کرمان بودیم و بعد از سال تحویل که اولین سال تحویل شما بود بعد از گرفتن عیدی از خاله و مامان جون و آقاجون به سمت قشم راه افتادیم . شما هم چون عادت داشتی تو ماشین بخوابی تو راه همش خواب بودی . شب به اسکله رسیدیم و سوار لنج شدیم و چون شما خواب بودی نتونستی دریا رو ببینی پس در نتیجه هیچگونه عکسی از آن شب در دسترس نیست . از صبح رو...
نویسنده :
مامان سمیرا
0:26


